بیمه وخصوصی سازی :دکتر مسعود حجاریان

صنعت بیمه در سطح دنیا یکی از صنایع گسترده، پیچیده و حیاتی می باشد. در قرن حاضر فعالیتهای اقتصادی به نحوی شکل گرفته که تداوم آن بدون پشتوانه بیمه ای سخت تحت تاثیر قرار می گیرد. صنعت مذکور سالانه حجم ارزشی قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد. حجم مذکور در سال 2000 به 2444 میلیارد دلار می رسد که در مقایسه با حجم سایر فعالیتهای اقتصادی حجم بسیار قابل توجهی می باشد. این صنعت در جهان از رشد مطلوبی برخوردار بوده به نحوی که طی سالهای گذشته از رشد 4 تا 5 درصدی برخوردار شده است. متاسفانه علیرغم رشد سریع این صنعت در جهان و ارائه گسترده انواع خدمات بیمه ای، صنعت مذکور در ایران به دلایل گوناگون از توسعه بسیار کمی چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ کمی برخوردار بوده است. این ادعا با مقایسه 2 شاخص بیمه ای، تراکم و نفوذ بیمه ایران با کشورهای مشابه تاحدودی قابل اثبات است. در میان 88 کشور جهان و در سال 1999 ایران به ترتیب رتبه ای برابر 79 و 84 برای نفوذ بیمه و تراکم کسب نموده است. بر طبق آمار ارائه شده در طی سالهای 67-76 متوسط حق بیمه های دریافتی تنها در حدود 0/0012 درصد حق بیمه کشورهای توسعه یافته و 0/02 درصد کشورهای در حال توسعه بوده است. این ارقام بیانگر عقب ماندگی صنعت بیمه ایران در مقایسه با سایر کشورهای دنیا می باشد. شاید به جرات بتوان اظهار نمود که عقب ماندگی مذکور ریشه در دولتی بودن بیمه در ایران دارد و مسئولین امر به درستی با تشخیص این مشکل رای به خصوصی سازی این صنعت داده اند. طی سالهای گذشته شاهد رشد نسبتا خوبی در این صنعت بوده ایم، به گونه ای که شاخص تراکم بیمه طی سالهای 75 تا 79 از رشد مناسبی برخوردار بوده و از 21083 ریال در سال 1375 به 63589 ریال در سال 1379 رسیده است. بنابراین انتظار می رود طی سالهای آتی برای رسیدن به وضعیت نسبتا قابل قبولی، رشد مذکور ادامه یابد. اگر شاخص نرخ نفوذ بیمه در ایران با بازارهای نوظهور مقایسه شود و این شاخص به عنوان پتانسیل بالقوه گستردگی فعالیتهای بیمه ای در ایران لحاظ شود می توان دریافت که ایران در سال 1999 تنها از %25 ظرفیتهای بالقوه خود استفاده کرده است. بنابراین ظرفیت بالقوه بازار و روند رشد آن از دلایل ورود به این صنعت می باشد. بر اساس آمار و اطلاعات موجود متوسط حق بیمه دریافتی ایران طی سالهای 67-76، 165/9 میلیون دلار و حق بیمه سرانه 2/85 دلار بوده است. طی این مدت ضریب نفوذ بیمه ای 0/38 درصد و سهم بیمه های غیر زندگی معادل 91/1 درصد و سهم بیمه های زندگی معادل 8/9 درصد از کل بازار بیمه در ایران بوده است. به علاوه توجه به ترکیب دارایی های پنج شرکت بیمه فعال در کشور بیانگر سهم بسیار اندک صنعت بیمه در بازار سرمایه است. بر اساس آمار موجود بیشترین سهم از کل ترکیب دارایی های صنعت بیمه و یا شاید بتوان گفت سهم بیشتری از میزان وجوه تخصیص یافته صنعت بیمه در بین کل دارایی ها، موجودی و سپرده های بانکی به خود اختصاص داده اند. با توجه به آمار و ارقام، در ترکیب دارائیهای صنعت بیمه، دارائیهای ثابت و سایر دارائیها 18/7 درصد، سهام شرکتها 6/9 درصد، اوراق قرضه دولتی 1/6 درصد، مطالبات بلند مدت 3/1 درصد، مطالبات بیمه ای 9/8 درصد و بالاخره موجودی و سپرده های بانک 59/9 درصد برای سال 1378 بوده است. حال اگر این فضاهای خالی و عدم استفاده از مدیریت انتقال وجود و تخصیص وجوه از طریق شرکتهای بیمه خصوصی پر شود، شرکتهای بیمه ای که حجم سرمایه ای بیشتر و موثرتری در بازارهای سرمایه داشته باشند، موفق تر خواهند بود. از آنجا که موسسین بیمه خود از فعالان صنعتی، بازرگانی و مالی کشور می باشند، با توجه به پتانسیل مالی قوی و توانایی مدیریت وجه نقد و مدیریت پرتفولیو می توانند نقش بسیار مهمی را در بازار بیمه بازی کنند. به علاوه موسسین کمبود و عقب ماندگی بیمه را عملا در هر سه بخش مالی، اقتصادی حس نموده و می توان گفت عملا دستی بر آتش دارند. این امر می تواند در مشخص کردن نیازها و خلاهای بازار بیمه کشور بسیار موثر باشد و به رشد و توسعه بازار مذکور کمک شایانی بنماید.
دکتر مسعود حجاریان

/ 0 نظر / 13 بازدید