آیا واقعا مشکل صنعت بیمه نبود فرهنگ بیمه است؟

هر زمان که در خصوص مشکلات صنعت بیمه بحث وگفتگو میشود دست اندر کاران صنعت بیمه یکی از عمده ترین دلایل پایین بودن ضریب نفوذ بیمه را در کشور ضعف فر هنگی عنوان می کنند .

ولیکن با بررسی ومطالعه تاریخ مشخص می گردد که سرزمین ایران از گذشته دور دارای قوانین ومقررات در زمینه بیمه وتامین اجتمای وقانون کا ر وسایر قوانین بوده است .

بیمه از دوران باستان در این سرزمین وجود داشته وتوسط دولتمردان اجرا وافرادجامعه نیز از مزایای آن بهرمند  بوده اندکه جهت یاداوری گوشه کوچکی از آن بیان می گردد

(به روایت تاریخ بیش از 30000 لوح خشتی و تعدادی لوح سنگی که در سال 1312 توسط باستان شناسان در گوشه شمال غربی تخت جمشید کشف شده به خوبی نشان می‌دهد که کارگران نه تنها در تخت جمشید بلکه در تمامی اماکن و تأسیسات دولتی، حقوق کافی دریافت می‌کرده‌اند و علاوه بر آن از «جیره ماهانه» برخوردار بود و شگفت‌آورتر از آنکه همه آنها «بیمه» بودند.

در تخت جمشید نه تنها مردان و پسران بلکه دختران و زنان مشغول به فعالیت بودند، هم چون مردان از حقوق و مزایای کافی برخوردار بودند. دستمزد کارگران براساس سن و مهارت تقسیم‌بندی می‌شد و مادران از مرخصی و حقوق زایمان و نیز حق اولاد استفاده می‌کردند. دستمزد کارگرانی که دریافت اندکی داشتند با جیره‌های ویژه، ترمیم می‌شد تا گذران زندگی‌شان آسوده‌تر باشد.) 

      در حال حاضر نیز کمتر کسی ازافراد جامعه پیدا میشود که با ضرورت بیمه آشنا نباشد وجهت داشتن پوشش بیمه ای احساس نیاز نکند.تقریبا تمامی اقشارجامعه اعم از کارمندان بازرگانان کسبه کشاورزان و...... بر ضرورت داشتن پوشش بیمه ای تاکید دارند. ولیکن آنچه که باعث می گردد عده کثیری از افراد جامعه نتوانند  پوشش بیمه ای مورد نیاز خود را خریداری نمایند نداشتن توان مالی ودرآمد مناسب و پس انداز کافی می باشد. کشاورزی که در تامین حداقل های معیشتی دچار مشکل می باشد چگونه می تواند پوشش بیمه ای جهت محصولات واحشام خود تهیه نماید ویا کارگری که در زیر خط فقر رندگی میکند ودر تامین ضروریات زندگی خانواده خود با تنگنا مواجه است چگونه می تواند درصدی از درآمد خود را جهت تهیه پوشش های بیمه ای اختصاص دهد.

  آنچه که باعث گسترش نفوذ بیمه در جامعه وتوسعه وپیشرفت صنعت بیمه در کشور می شود تولید ثروت همراه با توزیع عادلانه می باشدوآنچه که نیازمند آن هستیم  بکار گیری مدیران باتجربه وتوانمند دراقتصادو  صنعت بیمه می باشد.که ضمن داشتن توان وتجربه کافی همراه با مسولیت پذیری ناکارامدی خود را با نبود فرهنگ بیمه توجیه نکنند  .هرچند در صورت درست بودن ادعای آنها عدم گسترش فرهنگ بیمه نیز معلول ناکارامدی مدیران ناآگاه وبی تجربه که به دلایل غیر حرفه ای وصرفاباداشتن  رابطه نام مدیر بر آنها نهاده شده میباشد.ومتاسفانه با گذشت اندک زمانی وبدونه کسب تجربه و دانش لازم که داشتنش را احساس نیاز نمی کنند

خود را صاحبنظر در این زمینه می پندارند وطوطی وار به ببان راهکارهاوبرنامه های می پردازند ونتیجه اجرای اینگونه

سیاستها وبرنامه های غیر علمی وفاقد پشتوانه تجربی در اقتصاد وصنعت بیمه که تابعی از کل اقتصاد می باشد اینگونه می شود که شاهد آن هستیم؟ 

 

/ 0 نظر / 16 بازدید